محمد تقي جعفري
175
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ما مىتوانيم با افزايش معلومات در بارهء عوامل به وجود آورندهء هنرها و تشخيص نمودهاى حقيقى هنرى و زيبائى ، از بازيگريهاى خود در بارهء دو موضوع مزبور تا حد قابل توجه بكاهيم . از طرف ديگر بدست آوردن و تنظيم وسائلى كه مىتوانند ابعاد بيشترى از واقعيات را براى ما قابل درك بسازند و مختصات موضع گيرى ما را الغاء كنند ، موفقيت بيشترى در تقليل بازيگرى ناشى از موضعگيرى خاص بدست بياوريم . مانند ميكرسكب و تلسكب و غيره . از آن جمله تنظيم قطب عينى اشياء در موقعيتهاى گوناگون آشنائى صحيحترى با ابعاد واقعيات نصيب ما خواهد كرد . مانند مطالعهء آهن در سرما در حرارتهاى گوناگون ، در حال ذوب ، درماندن زير خاك ، در تماس با آب و غير ذلك و تنظيم قطب ناظر مانند از نزديك ديدن اجسام و از دور ديدن آنها و تماشاى اجسام از ديگر نقاط گوناگون . همچنين تصرفهاى متنوع در واقعيتهاى عينى كه در نتيجهء آنها مىتوانيم با استعدادها و امكانات موجوده در واقعيتها آشنائى بيشترى پيدا كنيم . ما با اين فعاليتها مىتوانيم تا حدود زيادى از دخالت موضعگيرى و بازيگريهاى خود در شناخت واقعيات بكاهيم و هيچ روش علمى و بينش مكتبى تأثير اين فعاليتها را در تقليل مختصات موضعگيرى در معرفت را نمىتواند منكر شود . اكنون اين مسئله پيش مىآيد كه آيا اين همه فعاليتها براى بدست آوردن شناخت همهء ابعاد واقعيتها بدون كمترين دخالتى از موضعگيرىهاى ما كفايت مىكند ، يا نه پاسخ اين مسئله منفى است بدون اين كه ما را در بارهء معرفتهايى كه به دست مىآوريم ، مردد نموده تزلزلى در منطقى بودن معرفتها ، به وجود بياورد . توضيح اين كه اگر چه ما نمىتوانيم ساختمان حواس و خصوصيات فيزيولوژيك مغز را به كلى كنار گذاشته و قدرتى بدست بياوريم كه بدون كمترين دخالتى از قطب درك كننده ، همهء واقعيتها را در همهء شرايط بشناسيم و همچنين اگر چه نمىتوانيم مختصات ويژهء وسائلى را كه براى كمك و گسترش معرفت ما ساخته ميشوند ،